تبليغاتX
بیلبورد
یادداشتهایی کوتاه در مورد بازاریابی_برند_ اقتصاد و سرمایه گذاری.....

يكي بود يكي نبود. يك كشور كوچكي بود. اين كشور يك جزيره كوچك بود. كل پول موجود در اين جزيره 2 دلار بود؛ 2 سكه 1 دلاري كه بين مردم در جريان بود. جمعيت اين كشور 3 نفر بود. تام مالك زمين جزيره بود. جان و ژاك هر كدام يك سكه 1 دلاري داشتند.

- جان زمين را از تام به قيمت 1 دلار خريد. حالا تام و ژاك هر كدام 1 دلار داشتند و جان مالك زمين بود كه 1 دلار ارزش داشت. دارايي خالص كشور 3 دلار شد.

- ژاك فكر كرد كه فقط يك قطعه زمين در كشور وجود دارد و از آنجايي كه زمين قابل توليد نيست، ارزشش بالا خواهد رفت. بنابراين 1 دلار از تام قرض كرد و با 1 دلار خودش، زمين را از جان به قيمت 2 دلار خريد. تام يك دلار به ژاك قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. جان زمينش را به قيمت 2 دلار فروخت. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك مالك زميني به قيمت 2 دلار است، اما يك دلار به تام بدهكار است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. دارايي خالص كشور 4 دلار شد.

- تام ديد كه ارزش زميني كه يك وقت مالكش بود افزايش يافته است. او از فروختن زمين پشيمان شده بود. تام يك دلار به ژاك قرض داده بود. پس 2 دلار از تام قرض كرد و زمين را به قيمت 3 دلار از ژاك خريد. در نتيجه، حالا مالك زميني به قيمت 3 دلار است. اما از آنجايي كه 2 دلار به جان بدهكار است دارايي خالص او 1 دلار است. جان 2 دلار به تام قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك اكنون 2 دلار دارد. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 5 دلار شد. حبابي در حال شكل‌گيري است.

- جان ديد كه ارزش زمين در حال بالا رفتن است. او هم تمايل داشت مالك زمين شود. 2 دلار داشت و 2 دلار از ژاك قرض كرد و زمين را به قيمت 4 دلار از تام خريد. در نتيجه، تام قرضش را برگرداند و حالا 2 دلار دارد. دارايي خالص او 2 دلار است. جان مالك زميني به ارزش 4 دلار است اما چون 2 دلار از ژاك قرض كرده است دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است و بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 6 دلار شد، اگر چه كشور همان يك قطعه زمين و 2 سكه 1 دلاري در گردش را دارد.

- همه پول بيشتري داشتند و خوشحال و خوشبخت بودند تا اينكه يك روز افكار نگران‌كننده‌اي به ذهن ژاك خطور كرد. «هي، كجاي كاري؟ اگر افزايش قيمت زمين متوقف بشه، اونوقت جان چطوري ميتونه قرض منو پس بده. فقط 2 دلار تو كشور هست و فكر كنم بعد از اين همه معامله، ارزش زمين جان حداكثر 1 دلار باشه، نه بيشتر

- تام هم همين فكر را كرد. ديگر هيچكس نمي‌خواست زمين را بخرد. در نهايت، تام 2 دلار دارد و دارايي خالص او 2 دلار است. جان 2 دلار به ژاك بدهكار است و زميني كه فكر مي‌كرد 4 دلار مي‌ارزد حالا 1 دلار ارزش دارد. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است، اما چه قرضي! اگر چه دارايي خالص ژاك هنوز 2 دلار است اما قلبش بد جوري ميزنه. دارايي خالص كشور 3 دلار شد!

- خب چه كسي 3 دلار از كشور دزديده است؟ البته قبل از اينكه حباب بتركد جان فكر مي‌كرد زمينش 4 دلار مي‌ارزد. در واقع قبل از تركيدن حباب، دارايي خالص كشور روي كاغذ 6 دلار بود. جان چاره‌اي جز اعلام ورشكستگي ندارد. ژاك هم زمين 1 دلاري را به جاي قرضش از جان مي‌گيرد. حالا تام 2 دلار دارد. جان ورشكسته است و دارايي خالص او صفر دلار است (هم چيز را از دست داده است). ژاك هم چاره‌اي ندارد جز اينكه به زمين 1 دلاري اكتفا كند. پس دارايي خالص كشور 3 دلار است.

- تام برنده است. جان بازنده است. ژاك هم خوش‌شانس است كه دارايي اوليه خود را دارد!

_________________________________

- وقتي حبابي در حال شكل‌گيري است ديون افراد به يكديگر افزايش مي‌يابد.

- داستان اين جزيره يك سيستم بسته است و كشور ديگري وجود ندارد و بنابراين بدهي خارجي نيز وجود ندارد. ارزش دارايي تنها بر اساس پول جزيره محاسبه مي‌شود. بنابراين ضرري در كل وجود نخواهد داشت.

- وقتي حباب مي‌تركد، افراد داراي پول نقد برنده هستند. افراد داراي مال يا قرض بازنده هستند و در بدترين حالت ورشكسته مي‌شوند.

- اگر در اين كشور نفر چهارمي هم با 1 دلار بود اما وارد اين بازي نمي‌شد نه مي‌برد نه مي‌باخت اما مي‌ديد كه ارزش پولش بالا و پايين مي‌رود.

- وقتي حباب در حال بزرگ شدن است همه پول بيشتري به دست مي‌آورند.

- اگر شما باهوش باشيد و بدانيد حبابي در حال بزرگ شدن است، مي‌‌ارزد كه پول قرض كنيد و وارد بازي شويد اما بايد بدانيد چه زماني همه چيز را به پول نقد تبديل كنيد.

- همانند زمين، اين پديده براي كالاهاي ديگر صادق است.

- ارزش واقعي زمين يا ديگر كالاها وابستگي زيادي به رفتار رواني جامعه دارد. نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 19:46  توسط سیامک میراحمدی  | 

سازمان مدیریت صنعتی به عنوان متولی برگزاری همایش 100 شرکت برتر ایران شاخص های ارزیابی خود را عرضه کرد.
  این شاخص های برای آگاهی برندها و شرکت های ایرانی از شیوه ارزیابی و رتبه بندی آنها بسیار مفید و برای پژوهشگران نیز بسیار مفید و کاربردی است.
شاخص فروش (درآمد) :
رقم فروش (درآمد) در مورد بیشتر شركتهای تولیدی و خدماتی همان رقم فروش خالص ارایه شده در صورت سود وزیان آنها است. این رقم در مورد شركتهای بیمهای، شامل: درآمدهای بیمهای مانند حق بیمه دریافتی، كارمزد و كارمزد اتكایی، خسارت سهم بیمهگران و سود سپرده اتكایی میگردد و در مورد بانكها از جمع درآمدهای مشاع و درآمدهای غیرمشاع بهدست میآید.

نرخ رشد فروش (درآمد) شرکتها برحسب درصد بیان شده است.

تعداد کارکنان براساس آمار پرسنلی اظهار شده توسط شرکتها، در محاسبات آورده شده است.

سهم داراییهای غیرجاری به کل داراییهای یک شرکت بیان میکند که چه درصدی از داراییها به دارایی ثابت و سرمایهگذاریهای بلندمدت اختصاص یافته است. به بیان دیگر، سهم داراییهای غیر قابل تبدیل به نقدینگی در کوتاه مدت را به کل داراییها نشان میدهد.

ارزش بازار یک شرکت (با فرض وجود اطلاعات شفاف و مبادله آسان آن) بیانگر انتظارات خریداران و فروشندگان سهام شركت در بورس اوراق بهادار درخصوص شرکت و ارزشگذاری بازار از مجموعه داراییهای ملموس و غیرملموس شركت است. ارزش بازار بر اساس حاصلضرب تعداد سهام شركت در قیمت هر سهم در آخرین روز معامله در بازار بورس تهران در سال 1388 محاسبه شده است. فرمول زیر نحوهی محاسبه این متغیر را نشان میدهد که در آن MV ارزش بازار شركت، NS تعداد سهام و PS قیمت هر سهم در آخرین روز معامله در سال مورد نظر را نشان میدهد. MV = NS × PS 
شاخص سود آوری : شرکتها براساس ارزش سود قبل از مالیات در سال 1388 رتبه بندی شده است

شرکتها بر اساس رشد تعدیل شده سود قبل از کسر مالیات رتبهبندی شدهاند متغیر رشد سود و رشد تعدیل شده سود تنها برای شركتهایی كه هر دو سال سود داشتهاند، محاسبه شده است از آنجاییكه متغیر سود قبل از مالیات در مورد شركتها، متغیری است كه میتواند رقمی نزدیك به صفر داشته باشد، بنابراین، محاسبه رشد سود به روش معمول میتواند باعث صعود بیش از حد شركتی شود كه از سود نزدیك به صفر در سال 87 به مقدار مثبت ( حتی كوچكی) در سال 88 رسیده است. برای تعدیل نمودن چنین مواردی، رشد سود شركتها با نسبت سود شرکت به میانگین سود شركتها تعدیل شده است.

(میانگین سود شرکت ها / سود شرکت قبل از کسر مالیات) * رشد سود = رشد تعدیل شده شود


بازده فروش حاصل تقسیم سود قبل از كسر مالیات شركت بر میزان فروش شركت می‎باشد كه برحسب درصد در این جدول ارایه شده است.
شاخص بازده فروش، متوسط سود شركت حاصل از هر ریال فروش را نشان می‎دهد. در این نسبت، انحرافات قیمتی تأثیرگذار بر سود و فروش به همراه محیط فعالیت اقتصادی شركت، مؤثر است

بازده دارایی از تقسیم سود قبل از كسر مالیات شركتها بر مجموع داراییهای آنها بهدست می‎آید. به عبارت دیگر بیان میکند که به ازای هر ریال دارایی، شرکت توانسته است چه میزان سود بهدست آورد. این شاخص در ادبیات مربوط به ارزیابی شرکتها از جمله بهترین شاخصهای ارزیابی شرکت و سودآوری آن محسوب می شود.
شاخص بازده دارایی و با این فرض كه شركتی در سال 88 شروع به كار كرده است، میتوان محاسبه نمود كه ارزش دفتری دارایی‌های یك شركت كه ناشی از سرمایه‎گذاری است، در عرض چند سال بازگردانده خواهد شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 8:25  توسط سیامک میراحمدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 22:15  توسط سیامک میراحمدی  | 

سفارشی سازی انبوه ( mass customization ) یکی از موضوعات جدید مورد توجه علوم مدیریت و بازاریابی به شمار میاید علاوه بر این، امروزه این مبحث در فعالیت واحد ها و بنگاههای تولیدی با تیراژ انبوه از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار شده است امروزه بنگاههای تولیدی بخوبی دریافته اند که کسب سود و باز دهی دیگر بسان گذشته و با نرخ های قبلی دست نیافتنی شده است این موضوع دلائل متعددی دارد از جمله افزایش رقبا و هجوم تازه واردها به بازار، که ممکن است هر یک با داشتن مزیت رقابتی خاص قیمت ها را تهدید وتنوع بیشتر را به مصرف کنندگان ارائه نمایند که این خود موجد از دست دادن سهم یا بخش هایی از بازار میگردد که طی سا لها و با زحمت و هزینه بسیار بدان دست یافته اند .برهمین مبنا هم اینک این موضوع در بنگاههای تولیدی و اقتصادی از اهمیت ویژه و خاصی برخوردار شده است از سویی سرمایه گذاری برای احداث خطوط تولید با ظرفیت بالا و دستیابی به تولید اقتصادی و ارائه محصول با نرخ مناسب به منظور در دست گرفتن بازار داخلی و بعضا نگاه به بازارهای فرا مرزی واز سوی دیگر ضرورت توجه و درک نیاز های اساسی مصرف کنندگان و ممانعت از جذب مشتری به محصولات و خدمات شرکت های رقیب داخلی و خارجی، تولیدکنندگان را به توجه و تمرکز بیشتر به ایده سفارشی سازی انبوه رهمون شده است . سفارشی سازی انبوه ارائه محصول به مشتری است به گونه ای که مشتری شخصا بتواند عناصر اساسی مربوط به محصول و آرایش آن را در درون انواع مدل های انتخابی که از قبل تحت نام یک برند ارائه شده اصلاح و تعدیل نماید .در اینجا لازم است بین مبحث شفارشی سازی انبوه و شخصی سازی انبوه بر اساس نوع مشارکت مشتری تمایز قائل شویم در شخصی سازی انبوه شرکت محصولات خود را بر مبنای خرید های قبلی مشتری (خواسته ها و تمایلات درونی )یا بر اساس اطلاعاتی که از طریق سیستم تحقیقات بازار در خصوص خواسته ها ترجیحات و تمایلات مشتری کسب کرده است (خواسته ها و تمایلات برونی )ارائه میدهد. اما سفارشی سازی انبوه مستلزم اصلاح محصول توسط شخص مشتری است بدین نحو که شرکت در این روش تعامل و مشارکت با مشتری را اصل اساسی و خدشه ناپذیر به شمار آورده و بطور عملی موجبات تعامل میان مشتری، محصول وواحد طراحی را میسر و تسهیل می نماید .فرض اساسی در ایده سفارشی سازی انبوه ،خلق ارزش و ارائه بالاترین مطلوبیت به مشتری و مصرف کنندگان است . به نظر میرسد ایده اصلی سفارشی سازی محصول مبتنی بر نیاز ها و خواسته های ذیل است : 1.نیاز به بهینه سازی ویژگیهای وظیفه ای و عملکردی محصول (ایمنی و رفاهی) 2.نیاز به STYLE شیک تر و ویژگی های ظاهری محصول 3.میل به تمایز و منحصر بفرد بودن یا نشان دادن مشتری هم اکنون معدودی از تولید کنندگان داخلی با درک اهمیت این موضوع درصدد انجام اقداماتی در این راستا برآمده اند که میتوان این موضوع را اقدامی در خور توجه در زمینه مشتری مداری،توسعه بیشتر بازار و ارتقا نام تجاری به شمار آورد .
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 14:11  توسط سیامک میراحمدی  | 

نظريه رايجي در بازار سهام وجود دارد كه مي‌گويد: «رفتارهاي بازار در طول زمان به طور مشابهي تكرار مي‌شوند.» بسياري كوشيده‌اند تا اين نظريه را در عمل اثبات كنند و رفتارهاي تكرارشونده قيمت سهام را نشان دهند. با شناخت موقعيت رواني بازار و فضاي معاملات در هر زمان، سرمايه‌گذار مي‌تواند متناسب با حالت رفتاري بازار، سرمايه‌گذاري خود را مديريت كند. توجه به شرايط كلي بازار، بازدهي سرمايه‌گذار را افزايش و احتمال بلوكه شدن سرمايه را نيز كاهش مي‌دهد. بدين ترتيب سرمايه‌گذار مي‌تواند همزمان با استفاده از مدل‌هاي گوناگون تحليلي، چرخه‌هاي بازار را هم شناخته و مد نظر قرار دهد تا بتواند تصميم بهتري بگيرد. چرخه‌هاي چهارگانه رفتاري بازار عبارتند از: 1- انباشتگي (Accumulation): اين فاز هنگامي رخ مي‌دهد كه بازار افتش را كرده است (بعد از يك بازار منفي). در اين فاز كساني كه اطلاعات نهاني قوي دارند و سرمايه‌گذاران تجربي و حرفه‌اي شروع به خريد مي‌كنند. قيمت‌ها بسيار جذاب شده اما جو عمومي همچنان رفتار منفي را دارد. در اين وضع، كساني كه در شرايط منفي گذشته دچار ضرر شده‌اند با كوچك‌ترين بالا رفتن قيمت، اقدام به فروش مي‌كنند. اما قيمت‌ها و معاملات به نحوي است كه براي فروش دچار مشكل نمي‌شوند و همواره كسي هست كه سهام آنها را هر چند با تخفيف قيمتي بخرد. در اين فاز، توجه صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري بزرگ و بخش سرمايه‌گذاري بانك‌ها به خريد سهام جلب مي‌شود. در اين مرحله، سرمايه‌گذاران بلندمدت و تحليلگر، با حوصله و صبر اقدام به خريد سهام مي‌كنند و البته چون رغبتي به خريد سهام‌ گران نشان نمي‌دهند، در عمل نمي‌گذارند كه چندان جهش قيمتي در سهام ايجاد شود. در نمودار روبه‌رو، محدوده نوسان قيمتي سهام در اين مرحله در يك نوار خنثي مشخص شده است. اين حالت در مرحله انباشتگي اتفاق افتاده و بعد از آن بازار وارد چرخه زماني بعدي خود شده است. براي شناخت اين مرحله از تحليل تكنيكال هم مي‌توان استفاده كرد. در اين راستا، انديكاتور ADX براي شناخت قدرت روند به كار مي‌رود. در مرحله انباشتگي اين انديكاتور همچنان زير 25 تثبيت شده اما با جهش بازار خود را به بالاي 25 رسانده و سعي در تثبيت خود مي‌كند. 2- افزايش قيمت‌ها (Mark-Up Phase): در اين مرحله، شرايط بازار مدتي است تثبيت شده و صعود به بالاي خودش را شروع كرده است. اكثريت زود هنگام (early majority) شروع به خريد مي‌كنند كه اكثرا شامل تحليلگراني هستند كه تشخيص مي‌دهند كه احساس و جهت بازار از روند منفي قبلي تغيير مشهودي كرده است؛ رسانه‌ها شروع به بحث درباره پايان يافتن ركود كرده‌اند. همزمان با تجربه اين دوره از بازار، سرمايه‌گذاران زيادي براي اينكه از روند سرعت يافتن ناگهاني و صعود آن جا نمانند، اقدام به سرمايه‌گذاري مي‌كنند. در طول اين چرخه، قيمت محدوده خنثاي چرخه قبلي را شكسته و شروع به بالارفتن در يك نوار بالارونده مي‌كند. هرچه اين مرحله زودتر تشخيص داده شود، سود و بازدهي بيشتري از زمان مثبت بودن بازار نصيب فرد خواهد شد. اين چرخه بهترين حالت براي خريد و نگهداري سهام در طول روند است.هنگامي كه اين چرخه به اواخرش مي‌رسد، اكثريت ديرهنگام به بازار تازه وارد مي‌شوند. در اين نقطه قيمت‌ها از ميانگين‌هاي تاريخي بالاتر رفته اند و دليل و منطق در مقابل حرص و طمع ورود به بازار عقب‌نشيني مي‌كند. فرضيه اشتباه (حماقت) در اين مرحله كاملا قابل لمس است. بعد از ورود اكثريت ديرهنگام، كساني كه در مرحله انباشتگي وارد شده بودند، آهسته آهسته به نقد كردن سهام مي‌پردازند. بعد از كند شدن روند صعود كساني كه در روند صعودي تندي كه گذشت، احساس كرده بودند كه عقب مانده‌اند شروع به ورود به معاملات مي‌كنند تا از اين به اصطلاح فرصت‌هاي خريد استفاده كنند. اين افراد وارد عمل مي‌شوند و اين كند شدن را يك فرصت خريد به حساب مي‌آورند، اين در حالي است كه اين رفتار در نزديك‌ترين نقطه به نوك حباب رخ مي‌دهد. 3- پراكندگي (Distribution): در سومين فاز از چرخه بازار، فروشندگان بيشتر شروع به نمايان شدن مي‌كنند. در اين قسمت، احساسات بازار پررونق در مرحله قبل به صورت احساساتي مخلوط از رونق و ركود در‌مي‌آيند. قيمت‌ها ممكن است براي مدتي در يك محدوده مشخص قفل شوند و ممكن هم هست نوسانات خيلي سريع پديدار شده و به سرعت محو شوند.سرعت تبديل احساسات «نيمه خرسي» به احساسات «خرسي كامل» در بازار به عواملي مانند متغير‌هاي منطقه‌اي، اقتصاد جهاني و سياست وابسته است. در اين چرخه، سهام كم‌كم شروع به نزول مي‌كند اما غالب فروشندگان همچنان بر بالا فروختن سهام خود اصرار دارند و به اصطلاح ارزان‌فروشي نمي‌كنند. در نزديكي‌هاي انتهاي اين چرخه، بازار كاملا روند نزولي پيدا مي‌كند. از منظر تكنيكال، الگوهاي دوگانه و سه‌گانه و الگوهاي سر و شانه به خوبي در روند قيمت‌ها در طي اين مرحله مشاهده مي‌شوند. سرمايه‌گذاراني كه روي ارزش سهام سرمايه‌گذاري مي‌كنند (value investors) نه رشد سهام، در اين مرحله اقدام به خريد نمي‌كنند. مرحله پراكندگي در بازار يكي از احساسي‌ترين زمان‌ها در بازار است. در اين زمان، سرمايه‌گذاران همانطور كه با ترس ناشي از سرمايه‌گذاري دست و پنجه نرم مي‌كنند از آن طرف با اميد و شايد هم حرص، اميدوارند كه بازار دوباره برگردد؛ اتفاقي كه هيچ گاه نمي‌افتد. در انتهاي اين چرخه آنهايي كه قادر به فروش سهام خود در سود نشده‌اند، يا به طور سر به سر يا در ضررهاي اندك سهام خود را خواهند فروخت. 4- نزول قيمت‌ها (Mark Down): در چهارمين و آخرين فاز از چرخه‌هاي بازار شاهد نزول قيمت‌ها خواهيم بود كه تلخ‌ترين چرخه براي صاحبان سهام خواهد بود. ارزش سهام بسيار پايين‌تر از سرمايه اوليه سرمايه‌گذاران مي‌آيد.كساني كه در فاز پراكندگي يا در هنگامي كه اولين نشانه‌هاي نزول بازار ديده شده بود اقدام به خريد كرده بودند در اين مرحله هر روز شاهد پايين‌تر آمدن قيمت سهامشان هستند. در همين حال، بسياري از نوآورها (Early Innovators) شروع به سرمايه‌گذاري در پايين‌ترين قيمت‌هاي ممكن براي خريد مي‌كنند تا از به وجود آمدن فاز انباشتگي بعدي بيشترين سود را نصيب خود سازند. در نمودار فوق چرخه‌هاي زماني بازار نشان داده شده است.بحث شناخت چرخه‌هاي زماني اينجا تمام مي‌شود. شناخت اين چرخه‌ها كمك شاياني به شناخت و روانشناسي بازار مي‌كند. افراد مي‌توانند با شناخت موقعيت بازار، در هر مرحله راحت‌تر اقدام به نشان دادن عكس‌العمل‌هاي مناسب از قبيل شناسايي سود يا ضرر‌، تنظيم ميانگين قيمت خريد، ورود به بازار، خروج از بازار و... داشته باشند. منبع: Bourexpro.com
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 11:46  توسط سیامک میراحمدی  | 

آنچه که موجب موفقیت یک سرمایه گذار حرفه ای بورس در مقایسه با تازه واردها میشود تحت شعاع اخبار و رویدادهای زود گذز قرار نگرفتن است چرا که به محض فرو نشستن گرد و غبار ناشی از اخبار بد و شایعات پیرامون مسائل سیاسی و اقتصادی،ارزش  سهام و شرکت های حاضر در بورس خصوصا سهام بنیادی مجددا به جایگاه واقعی خویش  برگشته وانگار نه انگار که اتفاقی رخ داده است  اواخر آبان و اوائل آذرسال جاری روز های بسیار سختی برای فعالان بازار سرمایه بود بنحویکه ارزش شرکت های حاضر در بازار سرمایه با کاهش حدود 10 تا 20 درصدی نرخ ها مواجه شدند با این وجود به فاصله کوتاهی سهام اکثر شرکت های حاضر در بازار سرمایه کاهش های اخیر را جبران و بعضا با جهش های قابل توجهی در قیمت ها مواجه شدند که تا پیش از این بی سابقه بود البته افزایش نرخ ارز در این زمینه بسیار موثر بود بررسی روند شاخص بورس در سال های گذشته بیانگر آنست که همواره بعد از افزایش نرخ ارز در جامعه بازار سرمایه نیز با اندکی تاخیر اما پر شتاب و با هیجان بسیار قابل توجه روند اصلاح قیمتی را آغاز و پائین بودن قیمت های سهام را سریعا جبران میکند نگاهی به تحولات بازار سهام طی سالهای 74-75 و   81-82 و رشد حدود 100 درصدی شاخص و ارزش سهام شرکت های  حاضر در بورس تهران موید این موضوع است .تغییرات نرخ ارز موجد تحولات اساسی در فضای کسب و کار کشور ،افزایش رقابت پذیری بنگاهای داخلی در برابر مصنوعات خارجی و نیز افزایش در آمد شرکت های صادرات محور میگردد که جمیع این موارد تاثیر خود را در رشد قیمت شرکت های حاضر در بورس و بازار سرمایه ودر  نهایت افزایش شاخص بورس  متبلور میسازد .افزایش نرخ ارز از یکسو موجب میگردد کالاهاو خدمات  وارداتی توان رقابت خود رادر مقایسه  با خدمات و مصنوعات داخلی از دست داده و این موضوع در نهایت موجب افزایش تقاضا برای کالا ها  و خدمات داخلی خواهد شد در این شرایط تولید کنندگان داخلی نیز به بهانه افزایش قیمت ارز و بهای تمام شده ، بهای  محصولات و خدمات تولیدی را بدون هیچ مانعی  تا سطح قیمت محصولات و خدمات کالاهای وارداتی  افزایش میدهند که این موضوع نهایتا موجب ایجاد در آمد بیشتر و شناسایی سود بیشتر در صورت های مالی این شرکت ها خواهد بود ،از سوی دیگر شرکت های صادرات محور ،با افزایش نرخ ارز و در آمد ارزی ناشی از صادرات خدمات و محصولات و تسعیر ارز در بازارآزاد با نرخهای واقعی (نه دولتی ) سود های سرشاری راعاید شرکت ها می نمایند . چنین بنظر میرسد با افزایش قیمت ها در بازارهای ارز ،طلا ،تاحدودی مسکن و اخیرا بازار پول حال نوبت بازار سرمایه است که عقب افتادگی خود را طی ماههای اخیر در مقایسه با بازارهای رقیب جبران نماید ضمن اینکه با تصمیم بجا و  شایسته اما تا حدودی دیر هنگام مسولین بانک مرکزی امید است  در آینده شاهد کاهش فعالیت های سوداگرانه در بازارهای موازی از جمله ارز و طلا باشیم در ضمن بازار انتظار رشد های قابل توجه را به مثابه ماههای قبل  برای این بازارها متصور نخواهد بود در نهایت بازار سرمایه با توجه به حمایت دولت مناسبترین کارا ترین و پر بازده ترین بازارتا پایان نیمه اول سال 1391 پیش بینی  میشود .االبته در اینجا لازم است جمله نغزی از وارن بافت بزرگترین سرمایه گذار بورس های جهان و نویسنده کتاب 23 اصل موفقیت در بورس  را یادآوری نمایم "پیش بینی ها ممکن است نکات زیادی در مورد شخص پیش بینی کننده به شما بدهند اما  ،هیچ چیز در مورد آینده به شما نمیگویند "

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 17:29  توسط سیامک میراحمدی  | 

<زمزمه افزایش نرخ سود سپرده های بانکی واکنش های متفاوت فعالان اقتصادی را در پی داشته است بنحویکه تحولات و نوسان بازارهای ارز و طلا طی چند ماه اخیر بطور مستقیم به کاهش دستوری نرخ سود سپرده های بانکی مرتبط شده است و انتقادهای فراوانی را متوجه سیاست گذاران پولی و مالی کشور نموده است  با این وجود طی روزهای اخیر و با طرح مجدد امکان  افزایش نرخ سود سپرده های بانکی برای کنترل التهاب بازارهای طلا و ارز عده ای از فعالین بازار سرمایه اتخاذ این تصمیم را موجب تضعیف بازار سرمایه دانسته اند و در واقع به اجرای آن انتقاداتی را وارد می دانند در اینجا برخی از دلایلی را که به غیر موثر بودن افزایش نرخ سود سپردهای بانکی بر بازار سرمایه  در شرایط فعلی تاکید دارد مورد بررسی قرار خواهیم داد .

1.نخست اینکه افزایش ناچیز (حداکثر 2یا 3 درصدی )نرخ سود سپرده های بانکی آنهم "مشروط بر موافقت شورای پول و اعتبار"نمی تواند زیان حتمی سپرده گذاران بانکی را با توجه به آمارهای رسمی نرخ تورم که در حالت بسیار خوشبینانه معادل 6 درصد برآورد شده است (تفاضل نرخ رسمی تورم با سود سپرده های بانکی)پوشش دهد بعبارتی همچنان سپرده گذاران بانکی به نفع تسهیلات گیرندگان با زیان و کاهش حدود 4 درصدی اصل سپرده های خود در انتهای سال مفروض مواجه می باشند .

2.تجربه ماههای اخیر به خوبی نمایانگر آنست که حرکت نقدینگی و سرمایه های راکد بطور هوشمند بدنبال کسب سود از پر بازده ترین بازارهاست بنابراین فرقی نمیکند این بازار ،بازار پول ،طلا ،سهام ،ارز ،مسکن یاهر بازار دیگری باشد بر همین اساس و با فرض شرایط حاکم فعلی  تا زمانی که بتوان از سایر بازارهای موازی بازده بیشتری کسب نمود دلیلی برای تغییر مسیر سرمایه ها به سمت بازار پول متصور نخواهد بود و این رودخانه پرخروش و طغیانگر مسیر مناسب خود را خواهد یافت یا ادامه خواهد داد  .

3.کاهش شاخص بازار بورس تهران طی ما ههای اخیر بویژه در مقایسه با فروردین ماه سالجاری واز سوی دیگر رشد های خیره کننده و بی سابقه بازارهای طلا و ارز همچنین رشد در خور توجه بازار مسکن و تاثیرات  طبیعی و نهایی  این بازارها  بر بازار سرمایه و شاخص های بورس سهامداران حرفه ای را در انتظار برداشت بازده و میوه صبر خود طی ما ههای اخیر نگاه داشته است بنابراین دلیلی بر ترک بازار و هجوم به بانک ها برای سپرده گذاری وجود ندارد .

4.از منظر روانشناسی افراد حاضر در بازار سرمایه از قدرت ریسک پذیری بیشتری در مقایسه با سایرین برخوردارند و بطور طبیعی در انتظار کسب بازده بالاتر از نرخ های معمول و سود های بانکی هستند بنابراین دلیلی برای ترک بازار و انتقال سرمایه ها به بازار پول وجود ندارد .

5.کاهش چشمگیر ارزش بازار سرمایه و بورستهران طی ماههای اخیر و در کف قرار گرفتن قیمت ها پیامد خاص خود را داشته است بنحویکه افراد غیر حر فای پیش از این و به منظور اجتناب از زیان های  بیشتر بازار را ترک کرده اند در حالیکه دسته دیگر خصوصا سرمایه داران با دید گاه بلند مدت و بعضا حرفه ای با درک شرایط و اعتقاد به برگشت بازار در انتظار جبران زیان های وارده و کسب سود از شرایط آتی بازار هستند

6.با توجه به کوچک بودن بازار از نظر تعداد سهامداران فعال بنظر نمیرسد افزایش نرخ سود سپر ده های بانکی تاثیر خاصی در رفتار حرفه ای این دسته از فعالان بازار داشته باشد و موجبات خروج از بازار را فراهم نماید .

7.مقایسه پی بر ایی بازار پول و بازار سرمایه با اعمال افزایش 2 تا 3 درصدی نرخ سود سپرده های بانکی باز هم حاکی از شرایط بهتر در بازار سرمایه دارد و فاصله این دو بازار همچنان قابل توجه است و به نفع بازار سرمایه سنگینی میکند .

8.شاید بتوان پیش بینی کرد افزایش نرخ سود سپرده های بانک بیش از هر چیز بر تغییر نوع سپر ده های بانکی از دیداری و کوتاه مدت به سپر ده های یکساله و بلندمدت موثر است ضمن اینکه ممکن است تاثیرات هر چند نامحسوسی نیز بر بازار نرخ های اجاره مسکن در پر داشته باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 23:43  توسط سیامک میراحمدی  | 

سبد سهام خود را انتخاب كنيد

در بازار سهام شايد به تعداد مشاركت‌كنندگان در آن، روش و شكل متفاوت براي تشكيل سبد سهام وجود داشته باشد، اما كارشناسان و متخصصان كوشيده‌اند تا انواع سبد سهام را در قالب چند حالت كلي طبقه‌بندي كنند.

1- سبد تهاجمي (Aggressive Portfolio): اين سبد شامل سهم‌هايي با ريسك و در نتيجه بازده بالا (high risk / high return) مي‌باشد. به اين خاطر به اين نوع تشكيل سبد، تهاجمي مي‌گويند كه سرمايه‌گذار در اين حالت مي‌كوشد تا بازدهي بالاتري را نسبت به بازدهي ميانگين بازار (شاخص كل) به دست آورد و به همين خاطر نيز حد بالايي از ريسك را متحمل مي‌گردد. سهام اين سبد عموما داراي ضريب بتاي بالا و در نتيجه اثر پذيري بيشتر از نوسانات بازار هستند. زيرا هرچه بتاي سهم بالاتر برود، ميزان اثر پذيري رفتار آن از رفتار و نوسانات بازار بيشتر خواهد بود. شركت‌هايي كه سهام آنها خاصيت تهاجمي دارند، عموما در مرحله‌هاي اوليه رشد خود قرار دارند. مديريت بهينه ريسك در چنين سبدهايي به اضافه كنترل زيان‌هاي احتمالي و همچنين شناسايي به موقع سودهاي كسب شده، كليدهاي موفقيت مي‌باشد.
2- سبد دفاعي (محتاطانه) (Defensive Portfolio): اين نوع از سبد، معمولا شامل سهم‌هايي است كه بتاي چندان بالايي نداشته باشند. اين نوع سبد با نوسانات شديد بازار دچار هيجان نمي‌شود و به نوعي ايزوله است. سهام اين نوع سبد، عمدتا بايد از وضعيت بنيادي قوي برخوردار بوده و مرتبط با شركت‌ها و گروه‌هايي كه هيجانات شديد بازار را دنبال مي‌كنند، نباشد. سهام يك سبد محتاطانه از شركت‌هايي خريداري مي‌شوند كه محصول يا خدمات آنها به صورت هميشگي داراي يك تقاضاي پيوسته و در يك محدوده نسبتا ثابت و مشخص در واحد زمان باشد. سهام محتاطانه و دفاعي، در خلال تمام سيكل‌هاي بازار مي‌توانند خود را از ضرر و زيان‌هاي شديد و ضربه‌هاي منفي بازار در امان نگاه دارند. يكي ديگر از خصوصيات چنين سبدهايي دارا بودن سهم‌هايي است كه در اصطلاح غيرچرخه‌اي (Non-cyclical) هستند. در اين نوع سهام، وضعيت اقتصادي كشور و مردم به تقاضاي خريد محصولات يا خدمات شركت مرتبط با سهم، تاثيري نمي‌گذارد. شركت در دوره‌اي خاص رشد و در دوره‌اي ديگر ركود ندارد و مي‌تواند حيات و سوددهي خودش را حتي در حالات آشفته اقتصادي حفظ كند. نكته كليدي در تشكيل اينچنين سبدهايي، داشتن سهامي با P/E پايين نسبت به متوسط بازار و همچنين سهامي با بتاي پايين است. سهام اين سبد همان طور كه در برابر افت شديد بازار مصون هستند، در روند رشد بازار هم بالطبع نمي‌توانند مطابق آهنگ رشد بازار رشد كنند و به همين دليل، سرمايه‌گذاران جوان و به دنبال هيجان، يا سرمايه‌گذاراني كه افق سرمايه‌گذاري كوتاه‌مدت دارند به سمت چنين سبدهايي تمايل پيدا نمي‌كنند.
3- سبد درآمدي (Income Portfolio): اين نوع از سبد به كسب بازدهي از طريق سود تقسيمي هر سهم تكيه دارد. سهامداران براي تشكيل چنين سبدي مي‌توانند به دنبال سهامي بگردند كه به‌رغم افت زيادي كه در قيمت داشته اند، همچنان داراي سياست تقسيم سود به ميزان خوب و بالايي باشند. اين شركت‌ها نه تنها در عرصه ارائه خدمات فعال هستند بلكه داراي سودسازي سرمايه
(Capital Gain) نيز هستند كه اين سودسازي سرمايه مي‌تواند منجر به رشد قيمتي سهم شان نيز گردد و سرمايه‌گذار از محل فروش سهام خود در قيمت‌هاي بالا نيز مي‌تواند سود شناسايي كند. در اين راستا، نسبتي كه بيان‌كننده ميزان كارآيي اين سبد است حاصل تقسيم سود سالانه به ازاي هر سهم بر قيمت هر سهم است. در واقع با اين نسبت فرد ميزان درآمدي كه به ازاي هر يك تومان سرمايه‌گذاري‌اش از طريق سود تقسيمي سالانه به دست مي‌آورد را محاسبه مي‌كند. اين مقدار سود تقسيمي در شركت‌ها، بستگي به نوع تجارت شركت، جايگاه آن در بازار، درآمد‌ها و cash flow آن دارد. اين نوع سبد بيشتر مورد تمايل سرمايه‌گذاران ارزش محور خواهد بود تا سرمايه‌گذاراني كه به رشد قيمتي سهم بيشتر اهميت مي‌دهند.
4- سبد سوداگرانه ( Speculative Portfolio ): اين نوع سبد داراي ريسك بسيار زيادي است. متخصصان پيشنهاد مي‌كنند بيش از 10 درصد از سرمايه قابل سرمايه‌گذاري در چنين سبدي قرار نگيرد. اين نوع سبد، بيشتر بر اساس شايعات مديريت مي‌شود. هرچه تجربه افراد بيشتر باشد در گرداندن چنين سبدي موفق‌تر خواهند بود. در ايران به چنين نوع سرمايه‌گذاري، سفته بازي هم مي‌گويند. در اين نوع سبد، انتخاب يك سهم درست مي‌تواند سود زيادي را در زمان كوتاهي نصيب فرد كند. گزينه‌هاي هدف اين سبد، سهام نوساني هستند. سهام نوساني، به سهامي گفته مي‌شود كه به نسبت پتانسيل بازدهي مثبتي كه دارند، داراي ريسك زيادي نيز هستند. افرادي كه اين نوع از سهام را مي‌خرند، معتقدند كه بدون انجام تحليل‌هاي آنچناني و جزء به جزء، مي‌توان از بالارفتن قيمت سهام سود برد. همچنين اين نوع از سرمايه‌گذاري، نمي‌تواند به طور خاص در رده سرمايه‌گذاري‌هاي رسمي و با قاعده ديگر قرار گيرد.
5- سبد هيبريدي (تركيبي) - The Hybrid Portfolio: اين سبد سرمايه‌گذاري مخصوص به سهام نيست و اقلام ديگري در آن حضور دارند. سبد هيبريدي، تركيبي از فعاليت اقتصادي در اوراق قرضه، بورس‌هاي كالايي، املاك و مستغلات و حتي سرمايه‌گذاري در زمينه هنر است. در اين رويكرد انعطاف پذيري زيادي است. يك راه معمول براي گرفتن درآمد از چنين سبدهايي، خريد اوراق قرضه با سررسيدهاي متفاوت از هم است. اين سبد به صورت تركيبي از مواردي كه اشاره شد، تشكيل شده و نسبت‌هاي تخصيص هركدام در سبد تقريبا به صورت ثابت است. معمولا اقلام تشكيل‌دهنده چنين سبدي بهتر است همبستگي منفي نسبت به همديگر داشته باشند. (تعریف همبستگی (Correlation): در دنیای علم اقتصاد، اندازه احتمالی حركت دو اوراق بهادار نسبت به هم را همبستگی می‌نامند. این نسبت یا ضریب، عددی بین 1- و 1+ است. ضریب همبستگی مثبت نشان‌دهنده این است كه هر دو قيمت با هم نوسان می‌كنند و جهت بالا یا پایین رفتن هر دو قيمت با هم یكسان و هم جهت است و به همین ترتیب برای ضریب همبستگی منفی برعكس اين حالت است. اما ضریب همبستگی صفر به‌این معنا است كه هیچ كدام از دو قيمت به همدیگر وابستگی ندارند و كاملا به صورت متفاوت از عملكرد یكدیگر عمل می‌كنند.

منبع: Bourexpro.com

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 12:19  توسط سیامک میراحمدی  | 

دلایل افزایش ارزش دلار در ایران

مجله اقتصادی بیزینس ویک طی گزارشی از وضعیت بازار ارز در ایران کاهش نرخ سپرده در بانک ها و اثر روانی تحریم ها را از جمله دلایل افزایش ارزش دلار در ایران دانست.
مجله اقتصادی بیزینس ویک طی گزارشی از وضعیت بازار ارز در ایران نوشت با اعلام خبر احتمال بالا بردن نرخ بهره برای تثبیت بازار توسط رئیس کل بانک مرکزی ایران، واحد پول این کشور روز چهارشنبه پس از کاهش ارزش بی سابقه ای که در اوایل هفته تجربه کرده بود، مجددا با افزایش ارزش روبرو شد.
بهمنی همچنین به صورت ضمنی تایید کرد که بخشی از علت کاهش ارزش ریال در روزهای اخیر مربوط به تاثیرات روانی ناشی از تحریم جدید آمریکا  بوده است.
بر اساس ای گزارش، ارزش ریال در برابر دلار روز چهارشنبه مجددا افزایش یافت و هر دلار معادل 15100 ریال معامله شد. این در حالی بود که دو روز پس از امضای بسته جدید تحریم ایران توسط رئیس جمهور آمریکا، ارزش ریال در روز دوشنبه به پائین ترین میزان ارزش خود رسیده بود و هر دلار آمریکا در بازار ارز ایران معادل 17800 ریال معامله شده بود. هر چند این تحریم ها قرار است از 6 ماه دیگر به مرحله اجرا گذاشته شوند، اما تاثیراتی را بر بازار ایران بر جای گذاشته است.
رئیس کل بانک مرکزی ایران همچنین از احتمال افزایش نرخ بهره سپرده های بانکی برای تثبیت بازار ایران در کنار اقدامات دیگر خبر داد.
وی افزود: «دولت در صدد کنترل بازار ارز است و بزودی اقداماتی را انجام خواهد داد. نرخ دلار درآینده نزدیک کاهش خواهد یافت.» وی اضافه کرد: « استفاده از ابزارهای مالی و پولی نظیر انتشار اوراق قرضه با نرخ سود بالا در دستور کار قرار گرفته تا بتوانیم نقدینگی سرگردان را به بانک ها هدایت کنیم.» وی این اقدام را اولویت اول بانک مرکزی ایران اعلام کرد.
مسئولان ایران در روزهای اخیر به فروشندگان ارز دستور داده بودند تا دلار را به قیمت 14000 ریال بفروشند که این مسئله موجب سردرگمی و عدم انجام معامله توسط بسیاری از صرافان شد. سایر فروشندگان ارز نیز با سرپیچی از دستور مقامات دلار را به قیمت 15600 ریال فروختند.
بهمنی اعلام نکرد که دولت چگونه قصد دارد نوسانات بازار ارز را کنترل کند، اما پایین نگه داشتن نرخ ارز چندان محتمل به نظر نمی رسد. در مقابل بانک مرکزی ایران می تواند با تزریق ارز و افزایش نرخ بهره، بازار ایران را تثبیت نماید.

بر اساس این گزارش در آمد سرشار ایران حاصل از فروش نفت در سال های اخیر منبعی برای بالا نگه داشتن ارزش ریال بوده است. اما این سیاست در دراز مدت و با توجه به فشارهای سیاسی و اقتصادی وارده بر اقتصاد ایران از سوی غرب نمی تواند جوابگو باشد. به نظر می رسد، افزایش نرخ بهره نیز در دراز مدت نخواهد توانست علاج کاهش ارزش ریال باشد.
جان آلترمن، کارشناس مسائل ایران در مرکز مطالعات استراتژیک بین المللی در واشینگتن، اظهار داشت: « به نظر نمی رسد ترس از کاهش ارزش 30 درصدی ریال را بتوان با افزایش 3 یا 4 درصدی نرخ بهره مرتفع کرد.
تازه ترین تحریم آمریکا علیه ایران، شرکت ها و موسسات مالی خارجی طرف معامله با بانک مرکزی ایران را از آغاز یا ادامه انجام معاملات با نهادهای مالی آمریکایی باز می دارد. دولت اوباما تلاش می کند با اقدامات گوناگون از تاثیر این تحریم ها بر قیمت جهانی نفت و فشارها بر متحدان کلیدی آمریکا که به نفت ایران وابسته هستند، بکاهد.
ایران در واکنش به این اقدام آمریکا، تهدید کرده که در صورت عملی شدن این تحریم ها تنگه هرمز، مسیر استراتژیک ترانزیت نفت که حدود یک ششم نفت مورد نیاز روزانه جهان از آن می گذرد را خواهد بست.
اظهار نظرهای مقامات آمریکا و ایران قیمت نفت را به بالای 100 دلار در هر بشکه رسانده است. ایران، چهارمین صادر کننده بزرگ نفت جهان است که حدود 4 میلیون بشکه نفت در روز تولید می کند. اقتصاد ایران به میزان 80 درصد به درآمدهای حاصل از فروش نفت وابسته است.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 22:8  توسط سیامک میراحمدی  | 

آدم های موفق خودشان را با افرادی كه با آنها هم فكر هستند، متحد می‌كنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یك گروه بودن را می‌دانند و می توان گفت آدم های موفق فرق های  کلی با دیگران دارند که دانستن آنها بد نیست : 1. فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌كنند كه دیگران آنها را نمی‌بینند. 2. از مشكلات درس می‌گیرند، در حالی كه دیگران فقط مشكلات را می‌بینند. 3. روی راه‌حل‌ها تمركز می‌كنند. 4. هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی كه دیگران آرزو می‌كنند موفقیت به سراغ‌شان‌ آید. 5. مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را كنترل و محدود كند. 6. سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می‌پرسند. سوال‌هایی كه آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد. 7. به ندرت از چیزی شكایت می‌كنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی كه شكایت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است. 8. سرزنش نمی‌كنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت كارهایشان و نتایج كارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند. 9. وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده كنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌كنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتری استفاده می‌كنند. 10. همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی کرده و فكر می‌كنند تا وقتی كه كارشان را انجام می‌دهند استرس كمتری داشته باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 19:51  توسط سیامک میراحمدی  |