بازاریابی استراتژیک(طنز)
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست ميانداختند. دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد ميآمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست ميانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمياندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آنهايم. من براي اين كه ثابت كنم احمق تر از آنان هستم سكه نقره را انتخاب ميكنم. شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آوردهام.
------------ --------- ---------
شرح حكايت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدين با بهرهگيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كمتر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق ميبخشد. او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل ميكند و از طرف ديگر مردم را تشويق ميكند كه به او پول بدهند .
«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»
بازاریابی سیاسی
این روزها با نزدیک شدن به زمان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مباحث تبیلغات سیاسی و بازاریابی سیاسی از اهمیت خاصی برخوردار شده است و حامیان کاندیداها بطور جدی مشغول فعالیت در این زمینه هستند
هرچند بازاریابی تجاری و اهمیت آن روز به روز در جامعه بیشتر درک می شودبا این وجود بازاریابی سیاسی در کشور ما موضوعی نو به شمار می آید طبیعتا احزاب و گروههای سیاسی نیز برای حصول به خواسته ها و منویات خودو دستیابی به آرای بیشتر ناگزیر از بکارگیری این رشته علمی هستند اما بدلیل نوپا بودن بازاریابی سیاسی به طور حتم تلاش خواهد شد مفاهیم وتئوری های بازاریابی تجاری در دنیای سیاست نیز بکار گرفته شود اما آیا این تئوری ها در دنیای خاص و پیچیده سیاست نیز کاربرد خواهد داشت؟
نکته دیگر اینکه بواقع تفاوت و شباهت بازاریابی تجاری و سیاسی در چیست؟آنچه مسلم است در بازاریابی تجاری برای کالا یا خدمات ،خریدار به محض دریافت کالا یا خدمت می تواند مزایا یا معایب آن را درک ودر صورت عدم تامین خواسته ها نسبت به عودت یا انصراف از دریافت آن در آینده اقدام نماید اما در بازاریابی سیاسی رای دهندگان قادر نیستند محتوای بسته پیشنهادی احزاب یا کاندیداها را باز کرده و بلا فاصله تصمیم بعدی را اتخاذ نمایند چه بسا که تصمیم رای دهندگان برای یک دوره 4یا 5ساله قابل برگشت یا انصراف نباشد بحث در زمینه بازاریابی سیاسی دامنه بسیار وسیعی دارد و یکی از موضوعات جالب در این زمینه بحث احزاب یا برندهای سیاسی می باشد که در آینده بدان خواهیم پرداخت
" بازاریابی در رکود"
هرچند اقتصاد جهانی و به تبع آن اقتصاد ایران دوران رکود و نزول شاخص های اقتصادی را طی میکنند و تقریبا قریب به اتفاق کسب و کارها وضعیت بغرنج و دشواری را سپری می نمایند با این وجود شاید بتوان این دوران رکود را برای حوزه بازاریابی و تبلیغات به مثابه یک فرصت و دوران طلائی تلقی کرد چرا که در چنین شرایطی بنگاههای اقتصادی تلاش بیشتری را معطوف فعالیت های بازاریابی می نمایندو دانش و تخصص بازاریابی اهمیت و جایگاه رفیع تری دراستمرار فعالیت ها و بقا کسب و کارها می یابد و شیوه های نوین فروش و بازاریابی فرصت حضور می یابند شیوه هایی که تا قبل از آین بواسطه دوران رونق اقتصاد چندان محلی برای توجه نداشتند اما با بروز شرایط جدید کسب و کارها ناچارند برای بقا روشهای نوین بازاریابی را به کار گیرند و در معرض آزمون قرار دهند و در این میان کسب و کارهایی که خیال تغییر و. تطبیق با شرایط موجود را ندارند به تدریج از گردونه رقابت حذف می شوند اما بنگاههایی که شرایط را به خوبی درک کرده اند و خود را با وضعیت موجود تطبیق داده اند این گردنه دشوار را نیز با موفقیت طی خواهند نمود با این وضعیت شرایط ایجاب
می کند به بازاریابی توجه بیشتری شده و شرکتها بودجه بیشتری را برای این منظور اختصاص دهند چرا که علاج این بیماری طاقت فرسا همان نسخه های تجویز شده متخصصین بازاریابی و تبلیغات است برخی از اقدامات بازاریابی در دوران رکود عبارتند از مدیریت منابع و نقدینگی،مدیریت تامین مواد،ایجاد تعادل منطقی بین ورودی و خروجی منابع و محصولات،جستجوی منابع ارزان قیمت تر،توجه بیشتر به بازارهای فرعی (گوشه های بازار)،کاهش قیمت و بهای تمام شده محصولات،ارائه گارانتی و خدمات پس از فروش با شرایط مناسبتر،استفاده کاملتر و مناسبتر از ظرفیت خطوط تولید،توسعه محصول و تولید محصولات مرتبط یا نامرتبط با خطوط موجود،کنترل هزینه ها،کاهش ضایعات،وصول مطالبات معوق، توسعه صادراتُ و ُُتبلیغات بیشتر و موثرتر و .....
|
بزرگان اقتصاد ايران در سال گذشته يك خصوصي در جمع 10 رتبه اول سازمان مديريت صنعتي معرفي كرد | |
داستان برند ملی در صنعت خودرو ایران
برند مقوله ای است که به تازگی نزد مدیران ایرانی اهمیت و جایگاه خاصی پیدا کرده است استقبال و حضور گسترده مدیران و کارشناسان حوزه های مختلف صنعت و بازرگانی در کنفرانس ها و سمینارهای مرتبط با برند موید همین موضوع است نکته مهم و اساسی برای علاقمندان به این مباحث ،شناخت قدرت و سهم برند خود در مقایسه با سایر نام های تجاری در بازار است.
با وجود اشتیاق حوزه های مختلف صنعت ، خدمات و بازرگانی، شرکتها ی خودرو سازی از مدتها قبل علاقه و تمایل خود را به این موضوع جذاب و پراهمیت در عرصه تجارت آشکار نموده اند و نشان داده اند که ایجاد برند ناشی از یک دیدگاه و تفکر استراتزیک در سازمان یا شرکت می باشد شرکت ایران خودرو به عنوان نخستین خودرو ساز ایرانی از حدود یک دهه قبل به این موضوع پرداخته و سمند ثمره این تفکر می باشد این شرکت بتدریج ضمن ارتقا سمند مدلهای سورن و سریر را نیز به بازار عرضه و ظاهرا"قرار است طی سالجاری دو مین برند ایران خودرو را روانه بازار نماید ،از سوی دیگر سایپا بعنوان قطب دیگر صنعت خودرو اخیرا"مینیاتور را به بازار خودرو عرضه نموده است و اصرار دارد مینیاتور را بعنوان برند اصیل ایرانی مطرح نماید البته طی سالها عرضه سمند گروه سایپا همواره انتقاداتی را متوجه رقیب {گروه صنعتی ایران خودرو} نموده است و اساسا"ایرانی بودن برند سمند را به چالش کشیده است و از سوی دیگر طی سالها تلاش و حرکت در مسیر رقیب خودرویی {مینیاتور} را بعنوان خودرویی تماما"ایرانی" به بازار عرضه نماید.
با وجود گذشت چند روز از این رویداد (رونمایی مینیاتور)هنوز هم بحث های حاشیه ای پیرامون برند ملی همچنان داغ است و گروه سایپا که به تازگی وارد این عرصه شده است تلاش می نماید افتخار خودروی کاملا"ایرانی را به خود اختصاص دهد.از سوی دیگر واقعیت صنعت خودرو در عرصه جهانی چیز دیگری است شاید تمرکز و حساسیت به تولید خودرو ایرانی ناشی از افکار و اتمسفر دهه اول انقلاب می باشد که با توجه به محدودیتها و تحریم های بوجود آمده مسئولان تلاش داشتند روحیه خود باوری وخودکفائی را در عرصه ملی تحقق بخشند هم اینک غولهای خودروسازی جهان هیچ یک اصراری بر تولید تمام قطعات و مجموعه های خودرو در کشور مادر ندارند و با توجه به صرفه و صلاح اقتصادی نیاز خود را از اقصی نقاط دنیا تامین می نمایند نمونه بارز این مورد مدل اروپایی خودرو فورد اسکورت می باشد که قطعات و مجموعه های آن از 15 کشور اروپایی تامین می گردید ولی نهایتا"خودرو به نام "فورد" در بازار عرضه می گردید مثال دیگر پروتون مالزی است که همواره به عنوان الگو برای جهان سوم از آن یاد می گردد اما نکته مهم و جالب در مورد پروتون این است که طراحی این خودرو توسط تیم لوتوس در بریتانیا انجام می شود.
آیا با این روش می بایست محصول پروتون را ساخت بریتانیا بدانیم ؟
بنظر می رسد ابعاد برند و برندینگ فراتر از ساخت داخل می باشد و این موضوعی است که نیازمند بررسی بیشتر می باشد.
در این لیست 100 تایی، کوکاکولا با ارزش برندی معادل 667/66 میلیارد دلار درصدر قرار گرفته است. همچنین در بین 100 برند با ارزش جهان نام 12 خودروساز به چشم می خورد و در میان آنها، تویوتا با ارزش برند 34050 میلیارد دلار رتبه ششم را به دست آورده است. مرسدس بنز با رتبه 11، بی ام و با رتبه 13، هوندا با رتبه20، فورد با رتبه 49، هارلی دیویدسون با رتبه 50، فولکس واگن با رتبه 53، آئودی با رتبه 67، هیوندای موتور با رتبه 72، پورشه با رتبه 75، لکسوس با رتبه 90 و فیات با رتبه 93 دیگر شرکت های خودروسازی قرار گرفته در این لیست هستند. نکته جالب اینجاست که شرکت های مطرحی مانند جنرال موتورز، کرایسلر و نیسان موتور نتوانسته اند هیچ جایگاهی در این لیست به دست آورند. از دیگر شرکت های تولیدی و صنعتی قابل اعتنا در این لیست می توان به نوکیا با رتبه پنج، ژیلت با رتبه 14، مالبورو با رتبه 18، سونی با رتبه 25، پپسی با رتبه 26، نایک با رتبه 29، نستله با رتبه 63، کاترپیلار با رتبه 68، آدیداس با رتبه 70، رولکس با رتبه 71، پاناسونیک با رتبه 78 و موتورولا با رتبه 87 اشاره کرد. همچنین شرکت های آمریکایی با بیش از 50 برند بیشترین سهم را در لیست به خود اختصاص داده اند. در این لیست برندهایی از کشورهای ژاپن، فنلاند، آلمان، فرانسه، کره جنوبی، سوئد، انگلستان، سوئیس، هلند، ایتالیا، کانادا و اسپانیا نیز به چشم می خورند. پایین ترین ارزش برند در این لیست 100 تایی با 388/3 میلیارد دلار متعلق به یک شرکت آمریکایی خدمات مالی است.
ازتحقیق تا تبلیغ
مهمترين عامل ظهور تبليغات خلاق و اثرگذار در قرن حاضر، برقراري ارتباطي صحيح با مخاطب مي باشد. در گرو برقراري چنين ارتباطي است که پيام مستتر در تبليغ همان گونه که منبع ارسال مايل است، دريافت و رمزگشايي مي شود. به عبارتي تعيين پذيري در ارتباط به اوج خود مي رسد و مخاطبان هدف تفسيري يکسان از پيام مطابق با خواست صاحب کالا يا خدمت را خواهند داشت..........
ادامه مطلب
تمايز ويژگي اساسي بانكداري خصوصي
بخاطر دارم ساليان قبل وقتي سر كلاس اصول بازاريابي از استادي صاحب نام در عرصه بازاريابي كشور سوال كردم "چرا با وجود استفاده بانكهاي دولتي از منابع ارزان قيمت قرض الحسنه ،بانكهاي خصوصي از چنين امكاني بهره نمي برند و به ناچار منابع مورد نياز خود را با هزينه هاي گزاف تامين مي كنند "ايشان پاسخي براي سوال آنروز من نداشتند
ادامه مطلب
مسابقه بي پايان تبليغات بانكي
از"جان وانا ميكر" جمله معرفي نقل شده با اين مضمون "نيمي از هزينه هاي تبليغاتي من بي تاثير است و تلف مي شود اما نمي دانم كدام نيمه"شايد اين جمله نغز اين روزها در مورد تبليغات بانكها در ايران مصداق داشته باشدو البته يه مقدار بيشتر از نيمي از هزينه ها ،پخش نفس گير تيزرهاي تلويزيوني و آنونسهاي راديوئي در ايام تعطيلات سال نو با نرخ هاي ويژه نوروزي تقر يبا در تمام ساعات شبا نه روز و از طرفي تعطيلي دو هفته اي اكثر شعب بانك ها مسابقه بي پاياني را فرا روي بانكها دولتي و خصوصي قرار داده است پخش دهها تيزر از بانكهاي مختلف بدون هيچ فاصله و اميد به مراجعه مردم به شعب بانكها بعد از ايام تعطيلات تا چه ميزان قابل دسترس است بعبارتي منظورم اينه كه آيا بین نسبت هزينه انجام شده با عوايد حاصل از اين حجم تبليغات تناسبي وجود دارد ؟ و ديگر اين كه آيا بجز يكي ،دو مورد تبليغ جالب و ماندگاربانك هاي (پارسيان-ملت)حافظه بينندگان ظرفيت لازم براي بخاطر آوردن و مهمتر از آن عمل خريد رو داره؟ آيا وقت آن نرسيده كه بانك ها روش هاي ديگري رو جايگزين روش هاي مرسوم جلب مشتري بكنند؟ و ديگر اينكه بهتر نيست كمي هم به جاي جلب مشتريان جديدُ، وفاداري مشتريان فعلي رو افزايش بدهند ؟






