مشكلات خواندني ترجمه در دنياي تبليغات
شناساندن يك محصول در يك بازار جديد با به كارگيري سياستهاي تبليغاتي آن بازار، دشواريهاي خاصي را به همراه دارد و نيازمند درك دقيقي از فرهنگ، زبان و نوع نگاه و زندگي مردماني است كه در آن بازار حضور دارند.
گاهي حتي برگرداندن نام كالا يا انتخاب يك نام يا لفظ جديد، به دليل بيتوجهي به تفاوتهاي زباني و فرهنگي، بسياري از شركتهاي بزرگ بينالمللي را در بازار جهاني با مشكل مواجه كرده است. به چند نمونه از اين مشكلات كه براي چندين شركت بنام و معتبر دنيا به وجود آمده توجه كنيد:
) نام «كوكاكولا» براي اولين بار در كشور چين، با لفظ «ك - كو - ك - لا» (Ke-Kou- Ke- La) معرفي و به سرعت كار تبليغات بر روي اين محصول در اين بازار بزرگ آغاز شد. غافل از آن كه مفهوم اين عبارت در زبان چيني «اسب مادهء واكسزده» است. شركت كوكاكولا پس از مدتي از اين موضوع آگاه شد و از ميان _40 هزار حروف الفباي زبان چيني، عبارت «ك - كو - ك - ل» _(Ko- Kou - Ko- Le) به معناي لغوي «لذت در دهان» را برگزيد.وقتي نوشابهء پپسي به تايوان وارد شد، شعار تبليغاتي «سرزندگي با نسل پپسي»، به اشتباه به صورت «پپسي نياكان مردهء شما را به زندگي برميگرداند» ترجمه شد.
)هنگامي كه شركت جنرال موتورز آمريكا، براي اولين بار اتومبيل شورلت «نوا» را به آمريكاي جنوبي وارد كرد، آگاه نبود كه واژهء «نوا» (No Va) در اين قسمت از آمريكا به معناي «بيحركت» يا «وسيلهاي كه راه نميرود» به كار ميرود.به محض آگاهي از اين موضوع، شركت جنرال موتورز نام اين محصول را در بازار مربوطه به «كاراييب» تغيير داد.
) يك توليدي تيشرت در ميامي آمريكا، براي بازار اسپانيا پس از ديدار پاپ از اين كشور، تيشرتهايي توليد كرد كه روي سينهء آنها شعار «من پاپ را ديدم» به زبان اسپانيايي چاپ شده بود. اما از آنجا كه احتمالاً طراح مربوطه در اين توليدي به زبان اسپانيايي مسلط نبود، معناي اين شعار به اسپانيايي «من سيب زميني را ديدم» از آب درآمد! چرا كه معادل كلمهء انگليسي « Pope » در زبان اسپانيايي « Papa » است كه معناي سيبزميني هم ميدهد.
)همين اشتباه واژهاي، براي شعار تبليغاتي «آب معدني شوئپس» به وجود آمد كه به بازار ايتاليا وارد شده بود; اين شعار به زبان ايتاليايي «آب دستشويي شوئپس» ترجمه شد.
) شعار تبليغاتي سيگار آمريكايي سيلم، «سيلم - احساس آزادي»، در ابتداي ورود به بازار كشور ژاپن اينگونه ترجمه شد: «وقتي سيگار ميكشيد، احساس ميكنيد آنقدر تازه شدهايد كه فكرتان آزاد و خالي شده.»
منبع: روزنامه سرمايه – نوشته ابوالفضل كلانكي
)