تبليغاتX
بیلبورد -

بیلبورد

یادداشتهایی کوتاه در مورد ارتباطات_بازاریابی_برندو تبلیغات............

پسامدرنيته و موج سوم

 

بدليل تحولاتي که در محيط پيراموني انسان معاصر رخ مي دهد روشن است که خواسته ها و ساختار نيازها قابل مقايسه با انسان گذشته نيست. از يک سو نيازها داراي تنوع و تکثر مي شوند و از سوي ديگر فرصتهاي بيشماري هم براي ارضاي پاره اي از نيازها ايجاد مي شود تحولات بوجود آمده بخصوص در دو سده اخير تأثيرات شگرفي بر نظريه هاي سازمان و مديريت گذاشته است. بشريت با جهشي کوانتومي به جلو مواجه است و عميق ترين خيزش اجتماعي و خلاقانه ترين باسازي همه اعضاء را در مقابل خويش دارد. ما درگير بر پا کردن تمدني جديد و استثنايي هستيم بي آنکه شناخت روشن و درستي از آن داشته باشيم. معني «موج سوم» همين ا ست. نوع بشر تاکنون دو موج عظيم تحول را از سر گذرانده که هر يک به ميزان وسيعي فرهنگها يا تمدنهاي پيشين را محو کرده و شيوه هايي از زندگي را که در نظر پيشينيان محال مي نمود. جايگزين آنها کرده است.

بدليل تحولاتي که در محيط پيراموني انسان معاصر رخ مي دهد روشن است که خواسته ها و ساختار نيازها قابل مقايسه با انسان گذشته نيست. از يک سو نيازها داراي تنوع و تکثر مي شوند و از سوي ديگر فرصتهاي بيشماري هم براي ارضاي پاره اي از نيازها ايجاد مي شود تحولات بوجود آمده بخصوص در دو سده اخير تأثيرات شگرفي بر نظريه هاي سازمان و مديريت گذاشته است.

بشريت با جهشي کوانتومي به جلو مواجه است و عميق ترين خيزش اجتماعي و خلاقانه ترين باسازي همه اعضاء را در مقابل خويش دارد. ما درگير بر پا کردن تمدني جديد و استثنايي هستيم بي آنکه شناخت روشن و درستي از آن داشته باشيم. معني «موج سوم» همين ا ست. نوع بشر تاکنون دو موج عظيم تحول را از سر گذرانده که هر يک به ميزان وسيعي فرهنگها يا تمدنهاي پيشين را محو کرده و شيوه هايي از زندگي را که در نظر پيشينيان محال مي نمود. جايگزين آنها کرده است.

تحقق نخستين موج تحول (انقلاب کشاورزي) هزاران سال طول کشيد ولي موج دوم (انقلاب صنعتي) فقط سيصد سال به طول انجاميد. امروز تاريخ از اين هم پرشتاب تر است و چه بسا که موج سوم طي چند دهه تاريخ را در نوردد و به کمال برسد. اين تمدن نوخاسته قواعد رفتاري جديد براي ما وضع مي کند و ما را به حوزه اي مي کشاند که فراتر از همسان سازي، همزمان سازي و تمرکز است، حوزه اي فراتر از تراکم و تمرکز انرژي، پول و قدرت.

 

خصوصيات جامعه موج سومي و نقش آن در مديريت

کشورهاي موج سومي پيش از پيش با يکديگر داد و ستد مي کنند، تکنولوژي بسيار سرمايه بر و دانش بنياد است و اين کشورها بسياري از کارهايي را که اکنون در کشورهاي ارزان کارگر انجام مي وشود، بر عهده گرفته و واقعاً اين کارها را سريعتر و بهتر و ارزانتر (مديريت و رهبري قيمت تمام شده) انجام خواهند داد.

از آنجائيکه اقتصادها تحت تأثير موج سوم متحول مي شوند دولتها ناگزيرند بخشي از حاکميت خويش را واگذار نمايند (مديريت تفويض اختيار) و پذيرايي مداخله هاي فزاينده اقتصادي و فرهنگي از ناحيه يکديگر شوند.

آميزه عناصر موج دمي و موج سومي در هر يک از کشورهاي صنعتي شکل خاص خود را به آن کشورها مي بخشد با اين همه مسيرها روشن است در مسابقه پر رقابت جهاني کشورهايي به پيروزي خواهند رسيد که دگرگوني موج سومي خود را (مديريت تغيير) را با کمترين ميزان جابجايي و ناآرامي داخلي به پايان برسانند. در سازمانهاي موج سومي مديران تا جايي که بتوانند تصميم گيري از بالا به پايين و به حاشيه منتقل مي سازند شرکتها مي کوشند دامنه اختيارات کارکنان خود را وسعت دهند زيرا مردمي که در قاعده هرم زندگي مي کنند در مقايسه با کله گنده هاي رأس هرم غالباً اطلاعات و آگاهي بيشتري دارند و عموماً در مقابل بحرانها و فرصتها، واکنشهاي سريعتر از خود نشان مي دهند.

به  عقيده تافلر و همفکرانش، با فرا رسيدن عصر اطلاعات يا موج سوم، اصول 6 گانه جامعه موج دومي يعني استاندارد کردن، تخصصي کردن، همزمان سازي، تراکم، بيشينه سازي و تمرکز در جامعه رنگ مي بازد اقتصاد موج سومي با استفاده از امواج الکترونيکي و نيروي خورشيدي از سرعت و وقت فراوان با صحت و سلامت محيط زيست برخوردار مي باشد.

 

موج سوم داراي 4 مشخصه و ويژگي مهم است :

1.     مشتري سالاري

2.     انبوه زدايي

3.     بازاريابي خرد

4.     کارمغزي

 

تأثيرات موج سوم بر سازمانها و مديريت :

1) کوچک شدن سازمانها                       2) کيفي شدن مشاغل

3) کار مغزي به جاي کار يدي

4) تقسيم کار به واحدهاي شبه مستقل (هر واحد عهده دار سود و زيان خود است)

5) سلسله مراتب افقي                        6) توليد سفارشي

7) ضروري بودن نوآوري                          8) حذف ديوانسالاري

 

موج سومي که توصيف شد مي تواند ما را به سوي آينده اي بهتر و متمدن تر و معقولانه تر پيش ببرد.

§    نظامهاي اقتصادي موج سومي نيازمند کارگراني هستند که فکر کنند و از خطر کردن در توليد استقبال کنند و به راحتي قابل تعويض نباشند اقتصاد جديد مغز ـ بنياد متمايل به ايجاد تنوع اجتماعي است. توليد کامپيوتري شده و سفارشي شيوه هاي بسيار متنوع زندگي را امکان پذير مي سازد.

§        تنوع و پيچيدگي جامعه موج سومي سازمانهاي بسيار متمرکز را از کار خواهد انداخت.

§    سازمانهاي موج دومي به مرور زمان کارکردهاي بيشتر و بيشتري را روي هم انباشته مي کنند و فربه تر مي شوند ولي سازمانهاي موج سومي براي اينکه لاغرتر بمانند به جاي افزايش کارکردها، آنها را يا کم مي کنند يا از طريق قراردادهاي فرعي به ديگران وا مي گذارند.

 

پسامدرنيته

دهه 60 دهه رشد سرمايه داري در عرصه هاي مختلف زندگي بود روابط اجتماعي در قالب مفاهيم علمي ـ تکنولوژي معنا مي شدند و به نظر مي رسيد آنچه انسان را وارد عصر مدرنيته ساخته بود به تدريج رنگ باخته است. به اعتقاد صاحبنظران مرحله اول سرمايه داري از نظر فرهنگي، عصر روشنگري را به همراه دارد. در نوع دوم سرمايه داري بين ساختار تجربه فرد و ساخت اقتصادي ـ اجتماعي فاصله افتاده و ذهنيت فرد در سيطره امپرياليسم قرار مي گيرد اما در سرمايه داري نوع سوم يا معاصر (چند مليتي) به علت تنوع و تکثر اقتصاد (اتوماسيون، بورس، تجارت و بازرگاني) پديده فرهنگي «پسامدرنيسم» را به ارمغان آورده است که به نوعي مونتاژ و در کنار هم چسباندن است.

کليت ندادن به هر چيزي که مفهوم قانونمندي را بتوان از آن کسب کرد، يکي ديگر از شاخصهاي پسامدرن است. مقطع بودن، انقطاعي انديشيدن و وقايع را انفرادي بررسي کردن، نسبي بودن، پويايي شناخت، غيرقابل تسريع بودن يافته ها همگي از ويژگيهاي برجسته پسامدرن به شما مي رود. پسامدرن واکنشي در برابر محدوديت آزادي است.

در مجموع اين نوع تغيير نگرش از مدرنيته به پست مدرنيسم، موجب تغييراتي در مفاهيم عناصر مديريت گرديده که در جدول زير به آن اشاره شده است.

 

مدرن

پُست مدرن

طرح ريزي                              Planning

سازماندهي                     Organization

فرماندهي و رهبري         Commanding

هماهنگي                     Coordinating

کنترل                                     Control

اختراع                                    Invention

سازماندهي فعال Proactive Organizing

ترغيب       Persuading                         

هم آفريني                          Co-creating

ارزيابي توافقي                    Co-validation

 

تحولات بنيادين در ايران

اگر قرار است که وارد دنياي مدرن شويم بايد مبنايي مدرن را طي کنيم. بايد فردگرايي و اصلات فرد را اساسي دانسته و مقياسهاي سنتي آن را دچار تحول کنيم و سپس فرامدرن را به عنوان پاسخي به مشکلات احتمالي جوامع مدرن مطرح کنيم.

در واقع رويکرد صحيح آن است که در کنار دو پيام عصر مدرنيته و پسامدرن قرار بگيريم، نه در کنار يکي عليه ديگري چرا که پيام عصر مدرنيته که نسل جديد ناقدان غربي آن را به نقادي کشيده اند هنوز مي تواند آموخته هايي را در پيشرفت علمي و آزادي انساني در اختيار کشورهايي چون ما قرار دهد. پسامدرن نيز به عنوان يک نحوه فکري توان اين را دارد که با شناساندن کوره راههاي مدرنيته، ما را در ورود به دنياي مدن هدايت کرده و راه را از بيراه مشخص سازد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 17:14  توسط سیامک میراحمدی  | 

 
Begin WebGozar.com Counter code -->