يك نام تجاري حامل قرهنگ خاص توليد كننده و كشورمربوطه مي باشد
البته در ادبيات نامهای تجاری ،نامهاي بين اللمللي از قواعد ديگري پيروي مي کنندبه عنوان نمونه:
* ريشه هاي فرهنگي سيتروئن آرمان مهندسان آن را تشكيل مي دهد-پيشرفت از طريق بكارگيري علم .
*مرسدس بنز با نظم و استحكام مظهر ارزش هاي كشور آلمان است
*آديداس يك فرهنگ جمعي و گروهي را تجسم مي بخشد و به ورزشهاي
جمعي (فوتبال)مرتبط است ِبر خلاف نايك و ريباك كه فرد گرايي را برجسته مي كنند.
*اين در حاليست كه محصولاتي نظير "مارس"با بين المللي شدن تا اندازه اي ريشه هاي اشكار خود (آلمان)را از دست داده اند
به طور كلي فرهنگ خود يك منبع الهام و انرژي براي يك نام تجاري ست ، فرهنگ به عنوان يك بعد ريشه دار محرك اصلي نام تجاري محسوب مي شود.
اخيرا خبري شنيدم مبني بر اينكه محصولات ايران خودرو تا كنون به 39 كشور دنيا صادر شده است احتمالا بخشي از
اين مربوط به صادرات برند سمند به كشورهاي آذربايجان ،روسيه ،چين،مصر،سوريه،ونزوئلاُُ، بلاروس.... بوده است اما
اين كه مصرف كنندگان بازارهاي هدف چه استنباطي از برند ايران خودرو و كشور ايران دارند نكته جالبي ست ! البته
برخلاف ديگران من به اين موضوع با نگرش منفي نگاه نمي كنم و صرفا از منظر انتقال انگاره هاي فرهنگي به
موضوع فكر مي كنم به هر حال ورود به برخي از بازارهاي فوق الاشاره دستاورد با ارزش و گرانقيمتي به شمار مي آيد
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 7:58  توسط سیامک میراحمدی
|